تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

چند سالیست که تئاتر عربی و ذائقه دار اهواز از مسیر خود فاصله گرفته، آن هم فاصله ای فاحش، آخر "عروس فلسطین" مرتضی مطوری کجا و نمایش های دبیرستانی که به نام نمایش عربی اهواز به کام ملت می دهند کجا!. نمایش "حاتم" سید صادق فاضلی کجا و نمایش های فلکلور مانند بدون کیفیت سال های اخیر شبکه خوزستان کجا! ، نمایش "بیت الأوراق" و "کلمات مسروقه" و "الچبایچ" و "ضحیة الإجرام" بزرگان تئاتر عربی اهواز که با بافت فرهنگی و تاریخی اهواز آشنایی کامل دارند کجا و نمایش های میان پرده که متأسفانه با نام تئاتر عربی اهواز در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده اند کجا! . بگذریم!...
دوستان هنرمند عزیز ،سروران گرانقدر، اهل قلم گرامی حتما سال های اخیر نمایش هایی را دیده اید که با نام تئاتر عربی اجرا شده، و حتما دلتان حسابی گرفته، که شاهد نفس های آخر هنر تئاتر عربی اهواز که یادگار نمایش رجل الکوسج که ابی نؤاس الأهوازی در اشعارش از آن یاد کرده، نمایشهای عربی اهوازی قرن نوزدهم که تاریخ نمایش عربی کویت را ثبت کردند، نمایش های تعزیه عربی شوش و حمیدیه، نمایش عربی رادیویی الکنعانی و اگزاز و ... یا اصلا زیاد دور نشویم ، دوران طلایی جشنواره تئاتر عربی که زیاد دور نیست، هستید.
بیاید برای اصل تئاتر که سنگ آن را به سینه می زنیم، برای پیام انسان سازی تئاتر، برای جوهره تئاتر، برای نمایش عربی اهواز که صاحب تاریخ خاص خود است، برای مردمی که تشنه هنر فلکلور خود هستند، مردمی که تشنه هنر هستند، به این وادی باز گردیم. کجا دیده اید که مردم در روز عید سنتی و اسلامی خود چنان پرشور و پر جمعیت در مراسمی شرکت می کنند که نمایش میان پرده ببینند که آن هم فقط با قسمتی از فلکلور خود دیدار داشته باشند!. 
چقدر خوب می شد اگر کارگردانان عزیز امثال سید صادق فاضلی ، مرتضی مطوری ، وهاب سعیدی، سید امیر موسوی، سید کاظم قریشی، کاظم شیاعی، خسرو شبیبی، سعید نگراوی و آن عزیزانی که نمایش هایشان بی شک وارد تاریخ هنری عربی شده، نمایشی برای تئاتر عربی اهواز کار کنند و شوک به سینه این هنر گرانمایه و بی نظیر بزنند.
همه می دانیم که جشنواره بهانه ایست برای دور هم جمع شدن، برای تجدید بیعت با هنر ناب تئاتر، برای محک زدن داشته ها و برای آشنایی با نوشته های جدید. که متأسفانه بعلت فاصله گرفتن اهل هنر تئاتر از جشنواره، در سال های اخیر شاهد ترجمه آثار مشاهیر به زبان عربی هستیم تا نوشتن متن جدید!. و این مصیبتی دردناک است، این همان نفس مصنوعی به تنه نیم جان است!. تنی که با دیدن اهلش بی شک جان می گیرد. باز تنومند شده و مسیری که سالهاست شروع کرده را حتما ادامه می دهد.
کافیست نگاهی به نوشته ها و اشعار اهل قلم مردم عرب اهواز بیندازید، بی شک سوژه های ناب و نهفته ی نمایشی زیادی می شود یافت که متأسفانه بخاطر نبود فضای تئاتر عربی این عزیزان دست به نمایشنامه عربی نویسی نزده اند، نوشته هایی که ریشه گرفته از فرهنگ بومی منطقه است. کتاب های تاریخی دکتر عبدالنبی قیم که سرشار از سوژه های دست نخورده و هنری نمایشی هستند، یا تصاویر نمایشی اشعار خانم فهیمه کعبی که در سایت های ادبی عربی و جامعه های مجازی به نشر گذاشته می شوند. به اشعار و نوشته های ادبی و نثر خانم هناء مهتاب که سرشار از روحیه نمایشی است ، اشعار دکتر نصاری و یوسف سرخی که به شکل هنرمندانه و منحصر به فرد چنان تصاویر نمایشی و وقائع بافتی بومی را به تصویر می کشد که گویی سالیان درازیست نویسنده نمایشنامه بوده اند. به نظر می رسد نبود فضا و آموزشگاه های تئاتر عربی که نمایشنامه نویسی بیاموزند و هنر تئاتر را والی باشند، سبب روبرو شدن با کمبود نمایشنامه نویس عرب در اهواز شده است.

 

منبع : بروال



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
يقال أن رجلا من فارس
يجيد اللغة العربية بطلاقة
حتى أن العرب عندما يكلمهم
يسألونه من أي قبائل العرب أنت ؟
فيضحك ،،،،
ويقول : أنا فارسي
وأجيد العربية أكثر من العرب !
فذات يوم وكعادته ....
وجد مجلس قوم من العرب...
فجلس عندهم وتكلم معهم : -
وسألوه : من أي قبائل العرب أنت ؟!
فضحك ....
و قال : أنا من فارس
وأجيد العربية خيراً منكم.
فقام أحد الجلوس وقال له : -
اذهب الى فلان بن فلان
رجل من الأعراب
وكلمه ... فإن لم يعرف أنك من ( العجم )
فقد نجحت وغلبتنا كما زعمت !
وكان ذلك الأعرابي ذا فراسة شديدة ..
فذهب الفارسي إلى بيت الأعرابي
و طرق الباب
فإذا بابنة الأعرابي وراء الباب ..
تقول : من بالباب ؟!
فرد الفارسي : أنا رجل من العرب
وأريد أباك.
فقالت :
أبي فاء الى الفيافي
فإذا فاء الفي أفا ..
(( و هي تعني أن أباها ذهب إلى الصحراء
فإذا حل الظلام أتى .. ))
فقال لها : إلى أين ذهب ؟! .
فردت عليه :
أبي فاء الى الفيافي
فإذا فاء الفي أفا
فأخذ الفارسي يراجع الطفلة
ويسأل و هي تجيب من وراء الباب
حتى سألتها أمها :
يآ ابنتي من بالباب
فردت : -
- [ أعجمي على الباب يا أمي]
(( فكيف لو قابل أبآهآ ! ))
أتوقع {أباها} لو عايش معانآ كان
أفى الفيء وحنا ما أفينا
الترجمة .....
(سرى الليل وحنا ما سرينا )



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
قسم خورده بودم که به عهدی که بستم وفا دار باشم . اما براستی این عهد را با چه کسی بسته بودم و برای چه کسانی؟ آیا دل خوش کردن کسانی که تو را به هزار و یک اصطلاح بی ادبی خوانش کردند، یا که برای کسانی که هیچ نمی فهمند چه می گویی؟ تحمل اتهامات کسانی که زمانی دوست می خواندند تو را، یا زیراب زنی 30 نفر از هنرمندانی که بخاطر اجرای نمایشی به زبانی غیر از زبان آنان؟ براستی این همه تعصب برای چه است؟ زمان خود را برای چه امری به کار گماشته ای؟ دنبال کتاب های اختصاصی گشتن و خواندن و در نت گشتن تا که شاید مطلبی را آموزش دیدن برای چه؟ برای این است که تهمت هایی را بنثارت بنشانند؟ یا برای از دست دادن دوستانی که زمانی عزیز می خواندمشان؟ اما کنار رفتن زیان بیشتری دارد تا به ماندن. پس ماندن تا ماندنمان به کامشان زهر مار باشد. اینان اگر بمانیم شب و روزشان سیاه است. پس ماندن را انتخاب می کینم.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

    أنا إبن جیل إذا سألت طفلا" من أطفاله
    إلی أي قبيلة تنتمي ..
    لسكب بين كفيك دمعة عربية وقال أنا والأرض توأمان .

    الشاعر الأهوازي يوسف السرخي

تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

إذا سألکم سکان أسترالیا الأصلیون ..من أنتم
قولوا لسنا من شعوب الأرض کي نقاسمکم القارةوالأعلام
ولم نکن من شعوب البحر کي نحمل الأفق والنخیل علی أکتافنا
لنا وطن لن تجدوه علی الخارطة
فأحتضنوا اتساع الجرح فینا والأهوازي الشرید

الشاعر یوسف السرخي



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
تصویری که تنها یک نفر بتواند درک کند چیزی است که هیچ کس را تکان نمی دهد. بی نهایت چیز در دنیا هست؛ هر کدام را می توان به بقیه تشبیه کرد. تشبیه ستارگان به برگها کمتر از تشبیه آن ها به ماهی یا به پرنده دلبخواهی نیست. در عوض هیچکس نیست که لااقل یک بار تصدیق نکرده باشد که سرنوشت، مقدر و احمق است و در عین حال معصوم و غیر انسانی.
...........................
این یعنی مکتب برشت از ابن رشد تأثیر گرفته... مکتبي که بر اساس سمبلیسم بنا شده.
بی شک عصر ابن رشد که فلاسفه بزرگ اسلام در آن می زیستند .. عصر طلائی روشنفکران و صاحب نظران اسلامی است. که دیگر در هیچ زمانی تکرار نشد.


داستان کوتاه جستجوی ابن رشد نو شته خورخه لوئیس بورخس 


تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

آه..

انكسر الضلعان وخارا 

لم يبق سواك الآن..

لم يبق سواك..

ازدادت أيامك سوءا 

وتضاعف عمرك.. 

ضعـفـين 

وامتدت آثار الأيام على عينيك .

روحك.. 

حتى لحيتك الكثة..

وملابسك المزرية الجرباء 

آه....

كم كانت وردك..

تنساب سلاما..

حين تعود إليها..

و تنفض أتربة القلب

المتعب بين يديها 

آه..

كم كانت تملؤك حنانا.. 

تتذكر حين تغامر..

وتشق طريقا يوصلك لأبعد مرفأ 

 في عينيها الدافئتين..

أشعلت دموعا...

من بسمتها الوادعة..

وقتلت يماما رفرافا..

كان يعاودها 

حين تذوب صبابات العشق..

 الجبارة فيك 

آآه.. آه. 

آه .. يا ورد.. 

رويت الأرض بدمها الطاهر..

و ليال كثر..

روتك الشهد بشفتيها..

 آه يا حرقة قلبي..

كم كانت.. 

ترتاح خيوط الليل بكفيها

ترقص.. ترقص 

 تقفز.. تقفز 

وتود لأن تصبح عمرا..

كم كان الشوق يطول.. يطول،

والليل يطول..

وكنت أجن.. أجن 

آه.. 

عيناك..

 لؤلؤتان في المدى ..

يا ورد 

قدك مثل عود الخيزران..

عطرك نافذ بين الضلوع

العمر يخبو دونها 

العمر يخبو..

 كانت بمسك الطيب

تغمر ملبسي.. حتى المسام 

 والآن..

أصبحت منبوذا.. 

كأجرب 

لم أغتسل حتى لأمحو دمها..

آه.. يا مرتضی

 انكسر مثلث وهمك 

انكسر الضلعان.. 

و خارا

لا.. لا..

بل كل حقيقتك الأولي 

كل حقيقتك الأولي...

ورد.. ورد.. ورد 



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

یه زمانی اسم تئاتر اهواز خیلیا رو می لرزوند ...

یه زمانی 4 گروه برگزیده اول جشنواره استانی اهوازی بودن...

یه زمانی بهترین بازیگران تلویزیون و سینما اهوازی بودن ...

یه زمانی رئاست انجمن نمایش اهواز یکی از 30 هنرمند تأثیر گذار بر تئاتر کشور بودن...

یه زمانی اسم کسانی رو برد جشنواره های استان می اومد که عشق می کردی بری تو سالن نمایششون رو ببینی .. اونقدر هم شلوغ می شد که باید منتظر شخصی بمونی که با پارتی ببرتت داخل...

یه زمانی اسم تئاتر اهواز رو برد جشنواره تئاتر فجر بود...

یه زمانی سنگلج دنبال گروه اهوازی میفرستاد که بیاد و اونجا نمایششو اجرا کنه...

یه زمانی یه گروه تئاتر ک فقط خانما بازیگر بودن، داشتیم که کارای بزرگی انجام می داد... مثل  "حسن کچل" نوشته زنده یاد علی حاتمی، "موش و گربه" عبید زاکانی و "سیندرلای والت دیسنی"

یه زمانی هر سال منتظر شکوه چند بازیگر جدید تو اهواز بودیم...

یه زمانی تالار های اهواز پر بود از اجرای عموم تئاتر...

یه زمانی چه گروه های خارجی تراز اولی می اومدن و ما تئاتر خارجی از گروه های فوق العاده خارجی می دیدیم...

یه زمانی روزنامه ها می نوشتند اهواز قطب تئاتر ایران...

یه زمانی نمایشیایی از مرتضی مطوری ، سیاتیری ،سعید بهروزی، حشمت قاسمی ، سید صادق فاضلی ، حسن سلیمی فر حسین ارجمند فر و خیلی از بزگان تئاتر اهواز می دیدیم...

یه زمانی در طول سال اجرای عموم بود تو سالن های تئاتر اهواز ...

یه زمانی نمایش هایی مثل آنتیگونه، یزرا ، خوشبختی در ساعت 6 بامداد، پالتوی خیس، موعود، زهور و دکتر فاستوس زنده یاد لاریان و  چه نمایشهای دیگری می دیدم...

یه زمانی کلاس های بازیگری و فن بیان نعمت نعمتی و کارگردانی اونقد پرهیجان بود که بازگرای آماتور باید نوبت ثبت نام می گرفتن برا فصل دیگه...

یه زمانی جشن روز جهانی تئاتر پر بود از پیشکسوت تئاتر اهواز و کلی تبلیغ بود برا این روز ...

یه زمانی 52 سالن نمایش تحت نظر انجمن نمایش بود ...




تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

واپسین سروده ی آقای مصطفی بادکوبه ای با نام ‹‹ خدای عرب ›› که در مدتی کوتاه بطور گسترده ای در سایت های گوناگون منتشر شد ، بهانه ای دست داد تا نکاتی چند را یادآور شوم . چه بسا برخی خاموشی را در این شرایط مناسب ترین پاسخ به دشنام و ناسزا گویی بدانند ، اما به باور نگارنده به دو دلیل یادآوری مطالبی در این خصوص می تواند سودمند باشد .

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان         تا سیه روی شود هر که در او غش باشد 

(حافظ ، دیوان اشعار)


     ********************

واپسین سروده ی آقای مصطفی بادکوبه ای با نام ‹‹ خدای عرب ›› که در مدتی کوتاه بطور گسترده ای در سایت های گوناگون منتشر شد ، بهانه ای دست داد تا نکاتی چند را یادآور شوم . چه بسا برخی خاموشی را در این شرایط مناسب ترین پاسخ به دشنام و ناسزا گویی بدانند ، اما به باور نگارنده به دو دلیل یادآوری مطالبی در این خصوص می تواند سودمند باشد .

 خوش بود گر محک تجربه آید به میان        تا سیه روی شود هر که در او غش باشد 

   (حافظ، دیوان اشعار)

دلیل نخست ؛ اینکه این ادعاها و دروغ پردازی ها که در قالب شعر مطرح شده نمایانگر اندیشه ای است که همچنان در جامعه و در میان برخی که از نخبگان جامعه نیز به شمار می آیند به نوعی حکم فرماست ، اندیشه ای که به نام ایران زمین و وطن وتاریخ و فرهنگ وتمدن در پی رواج ناسیونالیسم افراطی و باورهای شووینستی است . پیروان این نوع نگرش ، خواسته یا ناخواسته آتش فتنه و دشمنی و کینه توزی را با برانگیختن دگر بار ‹‹ شعوبی گری ›› از گورستان تاریخ نادانی ها و کژفهمی ها برمی افروزند . دلیل دوم ؛ اینکه سخنان رانده شده در نکوهش عرب اگر چه برای نگارنده به ویژه ، چندان امر تازه ای نیست ، اما اینکه سخنور یا شاعر ویا نویسنده ای از تریبون نهادی رسمی و یا وابسته به نهادی رسمی در کشوری مسلمان و در سایه نظامی اسلامی ، بی پروا ، به یک قوم و ملت و تاریخ و فرهنگ ناسزا گوید و شرم آورتر از آن به آموزه ها و باورهای دینی امتی بزرگ آشکارا توهین نماید جای بسی تأمل وبلکه تأسف است . نگارنده این سطور به هیچ وجه قصد دفاع از عرب به عنوان قوم ویا قومیت را ندارد و از پرداختن به موارد فرودست و کم مایه اینچنینی و اختلافات ساختگی میان ‹‹ عرب ›› و ‹‹ عجم ›› سخت بیزار است ، این نوشتار حتی برای بیان به اصطلاح ‹‹ مناقب ›› عرب هم نیست و تنها در پی رد تهمت ها و رسوایی مدعیان دروغین و روشن شدن برخی حقایق نگاشته شده است .

           گر دو سه ابله تو را تهمت نهد          حق برای تو گواهی می دهد

           گر خفاشی را زخورشیدی خوری است     آن دلیل آمد که خورشید نیست ؟

(مولوی ، مثنوی معنوی ، دفتر دوم)

 

 

بر آن بودم که در پاسخ به این شاعر ونویسنده نوشتاری را تهیه نمایم که به تعاریفی از مفاهیمی چون فرهنگ و ملیت و هویت ملی بر مبنای داده های علمی بپردازد و بدین سان بر اندیشه های پان ایرانیستی که برآمده از عقلانیت باستان گرا و سخت وابسته به افسانه به اندازه توانایی و بضاعت خود ، خط بطلان کشد . اما از آنجا که ادعاها و دروغ پردازی های مطرح شده از یک سو در واقع تهی از هر گونه علم و منطقی است و از سوی دیگر در قالب شعر و به زبان شاعری که در حقیقت زبان احساس و تخیل است ، بیان گردیده ، پاسخ شایسته را به زبانی که درخور فهم این سراینده و هم اندیشان وی که همچنان به ضد ارزش ها و انگاره های دروغین چنگ زده اند ، می نگارم .

ایشان گویا در ابتدا و پیش از سرودن اشعارش یک ادعا و یک افترا را به عنوان مقدمه مورد تأکید قرار می دهد . ادعای اینکه ایشان تبعیض نژادی را باور ندارد و افترای اینکه مردم عرب خوزستان ، عرب نیستند .

پیش از هر سخنی می بایست این موضوع را هم مورد تأکید قرار دهم که دفاع از وطن واجب است ، افتخار به فرهنگ وتاریخ و تمدن یک ارزش تلقی می شود و حفظ هویت ملی امری است بسیار پسندیده . نه بایسته و نه شایسته است که کسی را برای سرافرازی و ستایش فرهنگ ملی وتاریخ وتمدن خود حتی اگر این ستایشگری به زبان شعر و شاعری باشد ، نکوهش کرد . اما آیا دشنام و ناسزاگویی به دیگر ملتها و فرهنگ ها و هویت ها باز امری پسندیده است ؟ آیا خوار شمردن نژادی ویا تباری دیگر یک ارزش تلقی می شود ؟ وآیا توهین به باورهای یک امت به گستردگی و بزرگی امت اسلامی ، شایسته یک انسان ونه ‹‹شاعر›› و ‹‹دکتر›› و ‹‹فرهیخته›› است ؟!!

      مرا به قعر جهنم ببر خدای عرب          بشرط آنکه نیاید در آن صدای عرب

اینچنین شاعر ‹‹ فرزانه ›› ما سروده اش را آغاز می کند . این بیت به تنهایی بیش از آنکه گویای وطن پرستی باشد ، نشان دهنده کینه توزی و دشمنی دیرینه ای است که افسانه ها و خرافات از یک سو و سیاست فرهنگی سراسر دین ستیزی و عرب ستیزی نظام ستم شاهی از سوی دیگر آن را همچنان در ذهن های تاریک و دل های کور برخی به اصطلاح وطن پرستان زنده نگاه می دارد . اگر عرب را بخاطر حمله به ایران زمین به سال 637 میلادی تا کنون دشمن بدانیم ، پس باید با تمام دنیا و تمام ملتها دشمن باشیم .. مگر نبود حمله اسکندر و یا حمله ترکان غزنوی و همچنین ترکان سلجوقی و هجوم و غارت مغول ها و حمله تیمور و نیز افغانها ؟! .. اما چنانچه این قوم را بخاطر تحمیل کیش خود به ایرانیان دشمن بشماریم ، سخت در اشتباهیم ، چرا که یک امر تحمیلی نمی تواند قرنها چنان در اندیشه و دل و وجدان این مردم رخنه کند ، که مفاخر و بزرگان این دین از میان انان سربرآورند . به چه سان این ‹‹ شاعر ›› می خواهد باورهای اسلامی ریشه دار در میان این ملت را از گستره ایران زمین بزداید ؟ با سخره گرفتن و انگ زدن و دشنام دادن ؟ آنجا که می گوید :

  هزار بار ننگ ترا باد گر نمی فهمی              بجز کلام پر از قهر و انحنای عرب  

خدای من همه عشق است بی نیاز کلام       نه آن خدا که همی سر دهد صلای عرب  

آقای بادکوبه ای و مریدان هم اندیشش که به هنگام سرودن ابیات آکنده از ‹‹ سفاهت ›› و نه ‹‹ بلاغت ›› وی چنان به وجد می آیند که گویی ‹‹ لسان الغیب›› در برابر آنان به سخنوری و شاعری پرداخته ،  هنوز نمی توانند و یا نمی خواهند تفاوت میان ‹‹ عرب ›› و ‹‹ اعراب ›› را بدانند . جایی که این شاعر همان خدای عرب را مخاطب قرار می دهد و می گوید :

  اشد کفر و نفاقاً مگر نه گفته توست          چه می کنند سفیهان چنین ثنای عرب ؟

اینک دیگر همه بر این موضوع واقفند که مراد از ‹‹ اعراب ›› عربهای بادیه نشین است و نه همه عربها ، چرا که در آن صورت ‹‹ مصطفی›› (ص) و ‹‹مرتضای›› (ع) عرب هم از جمله اعراب اشد کفر و نفاق !!! خواهند بود . از سوی دیگر ، بداوت به مثابه یک فرهنگ رفتاری را می توان در میان تمام ملت ها و جوامع بشری یافت اما با نام ها و به گونه های مختلف . همچنین است واژه ‹‹ جهالت ›› و ‹‹ دوران جاهلی›› که به غلط به معنای مطلق نادانی و ددمنشی و هیچ و پوچ بودن عربهای پیش از اسلام ، در بسیاری از متون برگردانده و بکار برده می شود . این مفهوم هم درهای گزافه گویی را بر روی بسیاری از سبک اندیشان گشوده و تا توانسته اند تهمت های ناروا را بر این قوم روا داشتند . این مفهوم و انگاره را نیز دیگر پژوهش های علمی و آکادمیک بر نمی تابد ، چرا که در همان جامعه پیش از اسلام شاعران و ادیبان پر آوازه ای بودند که در موضوعات مختلف  اشعار ارزنده ای می سرودند ، پیروان دین یهود و مسیحیت بودند ، حنیفیان یکتاپرست بودند و همچنین انجمن های ادبی بر پا بود و بطور کلی بلاغت و فصاحت به اوج بالندگی خود رسیده بو د . از این رو ، شگفت نیست که ‹‹ قرآن ›› معجزه آن زمان خاتم پیامبران باشد . اما شاعر ‹‹ سخنور ›› ما نه بلاغت و فصاحت عربی را می داند و نه نسبت به ادبیات کهن و یا نوین عرب اندک شناختی دارد . این چنین است که می گوید :

   بهشت من سخن پر توان فردوسی است      که نیست در سخنش رنگ اعتنای عرب

   به بوستان و گلستان بهشت جاوید است         بهشت رشد بشر نی شکم سرای عرب

   بهشت من سخن حافظ خوش الحان است        کلام پخته کجا شرح قصه های عرب

  سخن ز مثنوی مولوی بگو ای دوست          که شادمانه بهشتی است بی عزای عرب

    بهشت نقد جهان در رباعی خیام                     هزار بار به از باغ پر صفای عرب 

و تا آنجا گستاخانه پیش می رود که می گوید :

     کلام گاندی و شعر هوگو شرف دارد          بر آن سخن که بر آید ز ادعای عرب  

این قلم ورود در باب نقد باورهای دینی شاعر ‹‹ خدای عرب ›› را برای خود روا نمی داند و خود را بی نیاز از جستجو در این زمینه می شمارد .  اصولاً ما را با کیش و باورهای دینی افراد کاری نیست حال چه مسلمان و یا گبر و یا زرتشتی و ... یا حتی کافر و بی دین باشد ، بی گمان ملاک داوری در درجه نخست انسان و ارزش های انسانی افراد است . از این رو حتی برتر شمردن نشانه های یک باور و اندیشه و آموزه های یک کیش از نقطه نظر این ‹‹ شبه ادیب ›› بر نشانه های باورها و اندیشه های دگر و آموزه های کیش های دیگر را به چالش نمی کشانم و همگی را ارج می نهم . اما توهین و دشنام ، دیگر ‹‹ آزادی عقیده ›› نیست ، دروغ و تهمت و افتراء ‹‹ تکثرگرایی ›› نیست . حال که آقای ‹‹ بادکوبه ای ›› سرافرازانه نام ‹‹ حافظ ›› و ‹‹ سعدی ›› و ‹‹ مولانا ›› را بر زبان می راند ، که به حق مایه سرافرازی ایران و ایرانی و بلکه انسان و انسانیت نیز هستند ، بد نیست اینان را در اندیشه و رفتار خود راهبر بداند و یا دست کم اندیشه آنان را ارج نهد . در این بیت ‹‹ حافظ ›› غیر مستقیم به رسایی زبان عربی اشاره می نماید و می گوید :

 اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است  / زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است

(حافظ ، دیوان اشعار)

و یا هنگامی که به مسلمان بودنش افتخار می کرد :

  حافظ در کنج خلوت و شبهای تار          تا بودت وردت دعا و درس قرآن غم مخور

   (حافظ ، دیوان اشعار)           

و یا آنجا که ‹‹ سعدی ›› خطاب به ‹‹ بادکوبه ای اندیشان ›› و در پاسخ به ناسزاگویی آنان می گوید :

      دانی چه گفت مرا مرغ سحری           تو خود چه آدمیی کز عشق بی خبری

     اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب     گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری

(سعدی ، دیوان اشعار)

و حضرت مولانا در جای جای مثنوی به آیات قرآن اشاره می کند و دقیقاً بر خلاف آنچه آقای بادکوبه ای اشاره می کند ، پر از کلمات و عبارت های عربی است . 

می توان از کنار ‹‹ بغض سی ساله ›› اش گذشت ، و این باور را که می گوید ‹‹ بی نام زرتشت مهین ایران و ایرانی مبین / من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم ›› ارج نهاد . حتی آنجا که می گوید :

              وطن یعنی نژاد آریایی             نجابت مهرورزی باصفایی

              وطن یعنی سرود رقص و آتش     به استقبال نوروز فره وش

             وطن یعنی اوستا خواندن دل       به آیین اهورا ماندن دل

که کوششی است از بهر برون راندن دیگر عناصر نژادی از سوی این شاعر ، عناصری که در تشکیل هویت ملی این سرزمین نقشی محوری دارند ، و بی گمان این گونه پندار و کردار نمایانگر بینشی یکسویه نگر و انگاره ای تنگ نظرانه است را می توان به عنوان یک دیدگاه  - هرچند غلط - پذیرا شد . و چه بسا ، حسرت و تمنای این شاعر را که شکل و محتوای بینش سیاسی او را به روشنی در این ابیات می نمایاند ، آنجا که می گوید :

               وطن یعنی درفش کاویانی          سپید و سرخ و سبزی جاودانی

               به پشت شیر خورشیدی درخشان    نشان  قدرت  و فرهنگ ایران

را باز هر چند دشوار بتوان توجیه نمود .  اما آیا ‹‹ من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم ؟ ›› تبعیض نژادی نیست؟!!  چرا صد البته که این چنین است . نسبت دادن اوصاف ناشایست به یک ملت و قوم بطور مطلق عین نژادپرستی است . کجای این جهان و یا کدام گروه انسانی را می توان یافت که در آن همه بطور مطلق یا خوب و یا بد باشند ؟!! در برابر یزید عرب ، حسین (ع) عرب ایستاد . این حقیقت یعنی وجود « خوب » و « بد » ، « اهورایی » و « اهریمنی » یا « خیر » و « شر » در ژرفای فرهنگ و تاریخ و اسطوره های ایران زمین نیز نهفته است .

اما در خصوص افترای این نویسنده وشاعر ، که در مقام یک پژوهشگر و تاریخ نگار ، مردم عرب خوزستان و ایران را خوزی نژاد خوانده ، نکاتی را بسیار کوتاه یادآور شوم .

مبحث ‹‹ هویت ›› همانگونه که همه اذعان دارند ، ابتدا از جمله مباحث روان شناسی بوده و از آن پس وارد علوم اجتماعی و سیاسی شده است . حتی در عصر مدرن و در تعریف هویت ‹‹ احساس  وابستگی انسان ›› مورد بحث قرار می گیرد . از این رو موضوع هویت ملی نیز در واقع پرداختن به نسبت وابستگی افراد در جامعه با دیگر عناصر تشکیل دهنده هویت جمعی است ؛ نسبت وابستگی فرد به سرزمین ، تاریخ ، فرهنگ و ... .

 در دنیای معاصر بیشتر کشورها دارای تنوع و گوناگونی در زمینه زبان و فرهنگ و نژاد می باشند ، اما در تعریف هویت ملی برای جامعه خود دچار بحران نمی شوند . اصل در تقویت وابستگی ملی و در تعریف هویت ملی ، کوشش و تلاش برای کاستن تفاوتها و پر کردن شکافهاست . این هدف نه با حذف ها و نادیده گرفتن ها که با اعتراف و احترام دست یافتنی خواهد بود . در کشوری مانند ایران بی تردید نمی توان تنها با تکیه بر عنصر نژاد آریایی از هویتی یگانه برای همه جامعه ایرانی یعنی هویت ملی سخن گفت . همانگونه که در ایرانی بودن (به عنوان هویتی ملی) ترکها و کردها و بلوج ها و ترکمن های ایران زمین هیچ گونه تردیدی نیست ، در ایرانی بودن - و نه آریایی بودن -  عرب های خوزستان نیز نباید تردیدی داشت . واقعیت جامعه عرب ایرانی یا خوزستانی غیر از آنچه ‹‹ خوزی ›› نامیده می شود ، است و انکار این واقعیت از سوی آقای ‹‹ بادکوبه ای ›› چیزی را در هویت عربی ایرانی این مردم دگرگون نمی سازد . مردم عرب خوزستان به زبان عربی سخن می گویند و شعر می سرایند ،  همچنان عادات و رسوم و سنت های نیک عربی خود را پاس می دارند و مهم تر از همه ، خود را عرب می شناسند حتی اگر این احساس و شعور برای شاعری چون ‹‹ بادکوبه ای ›› خوشایند نباشد . در اینجا بد نیست که از آقای ‹‹ بادکوبه ای ›› بخواهیم -  چنانچه به فرض ، ‹‹ خوزی ›› بودن عربهای خوزستان را افتراء ندانیم -  عناصر هویتی خوزیان را تعریف نماید و یا دست کم نام ببرد ، یا اینکه بگوید چه عناصری را پیشنهاد می کند ؟ افزون بر آن ، چنانچه بخواهیم در این روزگار ، تنها اصل و نسب و تبار را ملاک هویت شناسی قرار دهیم ، می بایست تمام سادات ایرانی را عرب بدانیم و نه ایرانی !! ، همچنین بسیاری از بزرگان شعر و ادب پارسی مثل مولانا و ارباب اندیشه و هنر و دانش ایرانی مثل فارابی را غیر ایرانی بدانیم . 

نگرش چون ‹‹ بادکوبه ای ›› در صدد به چالش کشیدن گروه های قومی و فرهنگ های مختلف در کشور می باشد که همان سیاست نافرجام رضاشاهی است . چنین نگرشی بدیهی است که وجود عرب بعنوان ایرانی را بر نمی تابد .

در پایان باید بر این نکته نیز تاکید کنم که در دنیای امروز هنگامی که تمام بشریت به سمت جهان وطنی در حال حرکت هستند ، آنچه میان همه ی  نژادها و فرهنگ ها مهم و محترم است ، همانا ارزش های والای انسانی است .    

           ای بسا هندو و ترک هم زبان          ای بسا دو ترک چون بیگانگان

         پس زبان محرمی خود دیگر است    هم دلی از هم زبانی خوش تر است .

(مولوی ، مثنوی معنوی)

 عبد الکریم اهوازی http://abdolkarimahwazi.persianblog.ir/post/18

       



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

نمايش خرس مهربون و روباه مكار نوشته و كارگرداني هنرمند كاراي شهرستان اهواز "حسين ادريس" در تالار آفتاب در دوسانس 18 و 20 روي صحنه رفت.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
کافیه یه سری بزنبد به انجمن نمایش

یا سالن در حال اجرای نمایش کودک هست

یا دو سه گروه دیگه در حال تمرین تئاتر کودک هستند...

پس تئاتر بزرگسال چه میشود؟ یعنی اینقدر قشر هنرمند فقیر هست که برای پول کار کند؟

جالبه که این نمایش ها فقط اسمشون تماشاگر پسنده اما اجرا با اسم خیلی زیاد فاصله داره!.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
نام كتاب : نمایشنامه هملت نويسنده : ويليام شكسپير مترجم : م.ا. به آذین تعداد صفحات : 280 نوع فايل : pdf سايز فايل : 3.3MB توضيحات : نمایشنامه هملت نوشته ویلیام شکسپیر یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات جهان است . داستان این نمایشنامه از آنجا آغاز می‌شود که هملت شاهزاده دانمارک از سفر آلمان به قصر خود در هلسینبورگ دانمارک بازمی گردد تا در مراسم تدفین و خاکسپاری پدرش شرکت کند. پدرش به گونه مرموزی به قتل رسیده‌است . کسی از چگونگی و علل قتل شاه آگاه نیست . در همان حین هملت درمی یابد که مادر و عمویش با یکدیگر پیمان زناشوئی بسته و هم بستر شده‌اند. وسوسه‌ها و تردیدهای هملت هنگامی آغاز می‌شود که شاه مقتول به شکل روح به سراغ او می‌آید . روح بازگو می‌کند که چگونه به دست برادر به قتل رسیده‌است و از هملت می‌خواهد که انتقام این قتل مخوف و ناجوانمردانه را باز ستاند . در طی این ماجرا او باز می‌یابد که پدر معشوقه‌اش ، اوفلیا در قتل پدرش دست داشته‌است و .... دانلود پسورد فایل : www.newbook.ir برگرفته از وبلاگ محسن افشار "اپیزود"

تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
گزارش تصویری / نمایش شطحیاتی بر تاریخ یک دفتر نمایش شطحیاتی بر تاریخ یک دفتر عصر امروز جمعه به کارگردانی سامان خلیلیان در محل تالار محراب به روی صحنه رفت.

بازیگران

لیلا قطب الدین

حسن سلیمی فر

میثم کوچک

مرتضی منصوری

حبیب حسن زاده

الهام نظری

سهام دغاغله



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
تجربه کردن یورش بردن بر ناشناخته است - چیزی است که فقط پس از وقوع می توان چارچوبش را مشخص کرد. آوان گارد بودن، در حقیقت ، در صف مقدم بودن است. برای استانیسلاوسکی تئاتر به معنای اهمیت بازیگر بوده، حال آنکه برای کریگ بازیگر در عمل غیر ضروری بوده و در عوض امکانات صحنه ای تئاتر اهمیت داشته است. فسه والوت میرهولد وراینهارت بر اهمیت کارگردان تأکید داشتند و آپیا بر استفاده از نور. برشت، همچون استادش استانیسلاوسکی ، معتقد شد که تئاتر باید آن اشاراتی را که در ورای کلمات است منعکس کند نه واقعیت هر روزی طبیعت را. بیشتر آنچه به وسیله پیشتازان قبلی پیش بینی شده بود، بعد ها در رقص مدرن آمریکایی تجسم واقعی یافت، در حالی که تئاتر آلوین نیکلائیس از بسیاری جهات نشاندهنده ترکیبی از مفهوم تئاتر بیکلام آرتو و تصور کریگ از توده های  انتزاعی متحرک است.یرژی گروتوفسکی، پیتر بروک و یوجنیو باربا، هم عاقبت، مثل کوپو ، به جوهر تئاتر بازگشتند: به ارتباط زنده بین بازیگر و تماشاگر.

تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
یه کتاب خوب رو می خوام معرفی کنم

تئاتر تجربی

از استانیسلاوسکی تا پیتر بروک

نویسنده: جیمز روز اونز

ترجمه مصطفی اسلامیه

کتاب بدرد بخور و بیشتر اطلاعات لازم در مورد تئاتر و تئاتر آوانگارد رو جمع و جور کرده.

قیمت: ۴۵۰۰ تومن   انتشارات سروش



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
راه یابی دوستان عزیز

نمایش کوارتت پر به نویسندگی سید صادق فاضلی و کارگردانی وحید فقیهی

نمایش پروزا پرندگان مهاجر در ... به نویسندگی و کارگردانی مجتبی رستمی

نمایش التهاب های کنار شط به نویسندگی و کارگردانی اتابک انوری

به جشنواره تئاتر استان خوزستان را تبریک می گویم .. و آرزوی موفقیت در جشنواره تئاتر استانی خوزسان را دارم.

و همچنین راه یابی نمایش شطیاتی بر تاریخ به نویسندگی وکارگردانی سامان خلیلیان و ایوب بختیاری در جشنواره تئاتر استانی تهران و جشنواره تئاتر مقاومت آبادان را تبریک می گویم.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
نمایش " قسم به ذات مفرد قدیم! این چنین بود" به نویسندگی و کارگردانی ایوب بختیاری و سامان خلیلیان

سالن اصلی تالار محراب 

 تهران-بهارستان-سپه-تالار محراب

از ۱۲ مهرماه تا ۲۲ مهرماه ساعت ۲۰

 راه یافته به جشنواره تئاتر استانی تهران.

کاری از گروه هنری نامیرا



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

Performance Art, presentational genre, usually involving some degree of improvisation, in which an artist draws upon dance, music, drama, and sometimes motion pictures, customarily mixing these forms of expression. The terms happenings, mixed-means theater, action art, or simply performance are sometimes used to describe this art form. All performance art shares two elements: First, the various parts of the performance function disharmoniously, in the tradition of visual-art collage, which is based upon assembling elements normally found apart; second, a piece of performance art must be live, because a recorded piece, whether on film or audio tape, has no spontaneity. Performance art may also incorporate elements of shock, social criticism or protest, and audience involvement.

performance art

Performance art has its origins in the work of several avant-garde artists of the late 1950s. American artist and professor Allan Kaprow coined the term happenings to describe a one-time event, generally held outdoors, in which people come together to execute instructions they had not seen before. Central to such happenings are the elements of discovery and surprise. Happenings later took place within a performance space. An example of this was Moviehouse (1965), a piece by American sculptor Claes Oldenburg, in which several artists performed in the seats of a movie theater while spectators watched from the aisles. American composer John Cage explored performance art differently. In his pioneering 45-minute untitled piece, staged in 1952 at Black Mountain College, one person read a text, another performed choreography, and a third produced sounds, all with minimum rehearsal.

In the 1970s the term performance art came to describe more modest theatrical events, often involving only one person who was not only the performer but also the writer and director. The cross-discipline trends begun in the 1960s continued in these performances. Performers often used media previously unfamiliar to them: Someone trained in theater or writing might use motion-picture images or choreographed movements, or a performer trained in dance might use more language than movement in the performance. Performance art after 1975 reflected the influences of minimal art, which focused on extreme simplicity, and of conceptual art, which considered the creative process more important than the finished product (see Modern Art).

The most innovative and influential contributions to performance art in the 1990s came from women initially trained in dance, including German Pina Bausch, who incorporated sound and setting in grandiose spectacles, and American Elizabeth Streb, whose theatrical pieces mixed dance with gymnastics and circus acrobatics. Other successful performance artists include Americans Anna Halprin, Meredith Monk, and Yvonne Rainer, all of whom trained initially in dance; American Laurie Anderson, who combined music, video, speech, and electronics in her work; American Robert Wilson, who contributed text and spectacular decor to his performances; and American David Moss, who experimented with percussive vocal sounds in his solo works




تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

اميد است در شهر اهواز ورودي مترو اي با نام ورودي تئاتر اهواز داشته باشيم.

 



پیتر بروک به بهانه انتشار کتاب «در گشوده» همزمان با چهاردهمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر دانشگاهی ایران، پیامی را برای این جشنواره ارائه داد. در متن پیام پیتر بروک، کارگردان برجسته تئا‌تر دنیا چنین آمده است:

«تئا‌تر به ما می‌آموزد که هیچ شکل ثابتی نمی‌تواند وجود داشته باشد. همه چیز باید خود را با شرایط در حال تغییر زمان، سازگار سازد. می‌دانم که هر واژه‌ای و هر پیامی می‌تواند تنها برای یک بار مورد استفاده قرار گیرد و سپس به وسیله گروه‌های مختلف با توجه به اهدافشان استخراج و مورد تحریف واقع شود.

بنابراین؛ من پیامی برای شما ندارم و تنها آرزوی قلبی من این است که کار شما بتواند منعکس کننده کیفیت شگفت‌آور عشق، شفقت و پایداری باشد؛ که از مدت‌ها قبل و به خوبی در مردم ایران و در هنر منحصر به فرد و خلاقانه‌شان می‌شناختم.»

بروک این پیام را در 16 مارس برای جشنواره تئا‌تر دانشگاهی ارسال کرده است. چهاردهمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر دانشگاهی ایران به کوشش اداره کل فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری و با دبیری سیدجواد روشن از 24 تا 31 اردیبهشت‌ماه در تهران برگزار می‌شود.

 



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
برای دریافت و تکمیل فراخوان بیست و سومین جشنواره تئاتر استانی خوزستان سال ۱۳۹۰ به انجمن نمایش شهرستان محل سکونت (اهواز - بلوار لشکر  - تالار آفتاب - انجمن نمایش اهواز) مراجعه شود.

قابل ذکر است که امسال جشنواره تئاتر با سال های قبل در تایید یا رد نمایش ها تفاوت ویژه ای دارد. و آن برگزای همایش تمام نمایش ها در مرداد ماه به منزله بازبینی نمایش جهت شرکت در فستیوال استانی می باشد.


بيست و سومين جشنواره تئاتر خوزستان در 2 بخش همايش بزرگ تئاتر استان خوزستان و بازبيني و انتخاب آثار برگزيده اين همايش برگزار مي‌شود.

 

نمايش‌هاي برگزيده اين جشنواره از ميان آثار رسيده انتخاب و براي مرحله نهايي رقابت انتخاب مي‌شوند. نمايش‌هايي كه داراي ويژگي ايجاد روحيه اقتصادي با بهره‌مند‌ي از سيره ائمه معصومين(ع) در جامعه باشند از اولويت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشند. ساير نمايش‌ها نيز در صورتي كه با هدف جشنواره تطابق داشته باشند مي‌توانند در مرحله اصلي جشنواره شركت كنند.

 

آثار هنرمندان بومي و جوان نيز در صورت بديع و خلاق بودن در اجراي آثار در ارزيابي هيات انتخاب تاثيرگذار مي‌باشند.

 

نمايش‌هاي ارايه شده نبايد در هيچ يك از جشنواره‌‌هاي استاني و منطقه‌اي شركت داده شده باشند و ارايه مجوز كتبي از نويسنده از شرايط شركت در اين جشنواره استاني است. ارايه‌دهندگان متون خارجي نيز صرفاً مي‌توانند آثار خود را در بخش جنبي جشنواره به اجرا درآورند.

 

آخرين مهلت ارسال آثار 20 مرداد 90 است و نتايج بازبيني جشنواره 30 مرداد اعلام مي‌شود.

 

اين جشنواره 21 تا 24 مهر 90 برگزار مي‌شود و نمايش‌هاي آن از 15 تا 25 شهريور 90 متناسب با سرانه استاني هر شهرستان به مدت 5 تا 7 شب اجراي عمومي مي‌شود.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
 
مادر :

قانون به كلي نگهداري جسد رو تو خونه ممنوع كرده بود ، قانون ميخواد همه چيز سر جاش باشه ، زنده ها توي شهر ، مرده ها توي قبرستون ... وقت ملاقات با مرده ها هم مشخص شده و كاملا دقيقه ...

پدر :

شما ميتونين يه معشوقه داشته باشين ، ولي وقتي كه ميميره ، ميشه جز اموال شهر ...

 

از نمايشنامه ماجراي نا تمام مونا و همسرش كوشان شريف

نوشته : حسين كياني



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

نمايش چرخ و فلك

نويسنده و كارگردان : حسن يلالي

بازيگران

حسن يلالي

محسن افشار

نفيسه كيهاني

مجتبي بهادران

مژگان سعيدي

ابراهيم مزرعه

نيلوفر اخوان

سامان كرم زاده

مرضيه ميرزايي

اين نمايش در سالن آمفي تئاتر دانشكده علوم دانشگاه چمران اهواز از روز شنبه 31 خرداد90 تا 3 خرداد 90 رأس ساعت 12 و 14 اجرا مي شود.

نمايش چرخ و فلك با مشكلاتي كه در گرفتن تاييديه اجرا كه داشت مجبور شد كه در ابتداي نمايش همه روزه بيانيه اي را بخواند كه هيچ ربطي به نمايش ندارد.

اين نمايش قصه ي عشق و ازدواج دو زوج را نمايش مي دهد كه با مشكلاتي كه در زندگي خود به وجود آمد مجبور به سه بار طلاق و ازدواج شدند در حقيقت نام اوليه اين نمايش "سه بار گفت بله" بود اما به دليل رد شدن نام اين نمايش از سوي مقامات دانشگاه چمران اهواز كارگردان اين نمايش مجبور به تعويض نام نمايشنامه گرفت. اين دو زوج براي ازدواج بار چهارم مجبور بودند كه زن با دوست شوهرش ازدواج كند و بعد از ازدواج طلاق بگيرد تا دوباره با شوهرش ازدواج كند اما همسر جديد زن حاضر به طلاق زن خود نشد. كه اين مسئله منجر به سرگرداني شوهر اوليه زن مي شود و در يكي از خيابان هاي محل سكونت تصادف مي كند و ميميرد.

نمايش چرخ و فلك به مدت يك ماه معطل گرفت اجازه تمرين و سپس يك ماه معطل گرفتن تاييد اجرا شد كه با كلي تغيرات كه از طرف مقامات فرهنگي دانشگاه مزبور و گرفتن سالن اجرا لحضاتي قبل از اجراي عموم روبرو بود در روز 31 خرداد ساعت 13 به روي صحنه رفت. حال سوال اين است كه معاونت فرهنگي طرفدار فرهنگ و هنر دانشجويان است يا طرفدار عده اي كه ارگان خود را با اوج گرفتن تئاتر دانشجويي آن را با خطر مي دانند، مي باشند.تنها جایی که باید قانونا بر نمایش‌ها نظارت داشته باشد، شورای نظارت اداره‌ی کل هنرهای نمایشی است که بر اساس مصوبه‌ی شورای انقلاب فرهنگی می‌تواند نظارت کند و مجوز صادرکند. اما در یکی دو سال گذشته نهادهای دیگری هم مستقیما با گروهای تئاتری برخورد می‌کنند. و آنجا شورای نظارت خودش را کنار می‌کشد. کسانی که مسئول سانسور در زمینه‌ی تئاتر هستند، هیچ ایده و راهکاری برای تحمیل به دست‌اندرکاران تئاتر ندارند: «اینها سانسور نمی‌کنند، اینها اصلا نمی‌دانند که چکار دارند می‌کنند. به نظر من هیچ ایده‌ای که باید برای آن یا برای رسیدن به آن، چیزی را شکل بدهیم وجود ندارد.واکنش‌ها به یک نمایش هیچ واکنش فکرشده و پیوسته‌ای نیستند. اینها فقط بر مبنای حرف‌های یک نفر یا سخنرانی یک نفر، نمایشی را قلع و قمع می‌کنند.



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

شماره دوم نشريه دينام دربرابر شماست. در شماره پيشين صحبت شد که هدف اين نشريه آشنايي علاقمندان حوزه نمايش و علي الخصوص تئاتر تجربي و آزمايشگاهي با پديده هاي جديد اين حيطه و همچنين قرار دادن باکس ثابت پژوهش براي اعضاي گروه گاراژ تياتر ميباشد. از اين رو در شماره گذشته به معرفي دو تن از چهره هاي شناخته شده اين حوزه پرداختيم و همچنين يکي از تغييرات تمرينهاي حوزه تئاتر فيزيکال و تجربي که توسعه يافته تمرين پرش چيسلاک و گروتوفسکي است را به تصوير توضيح داديم.
يکي از دغدغه هاي نگارنده در حوزه تئاتر فيزيکال و همچنين تئاتر تجربي و آزمايشگاهي ، بيان مرز اين حوزه ها با ديگر حوزه ها بوده است. مثلا اينکه تئاتر فيزيکال چه تفاوتي با ژيمناستيک دارد . يا چگونه بيان بدني ، رقص و سيرک را ازحوزه تئاتر فيزيکال جدا کنيم. يکي از مقالات اين شماره نشريه به همين موضوع پرداخته است که از کتاب تئاتر فيزيکال انتخاب شده و توسط بازيگر گروه ، گاراژ هاني عبدالمجيد ترجمه شده است. اين مقاله به اختصار به زيبايي شناسي ورزش پرداخته و در نهايت به ورزش به مثابه هنر ميپردازد که به نظر تيم اجرايي نشريه مقاله بسيار مفيد و سودمندي است.
در مقاله ديگري، پيرو شيوه هاي تمريني تئاتر لابراتواري و فيزيکال ، فاطمه بوروني از ديگر اعضاي گروه ، مطلبي از کتاب اوجينيو باربا ، منتشره از انتشارات روتلژ را ترجمه کرده است. اين مطلب در موردتمريني است که توسط روبرتا کرري توسعه يافته است که به نوعي ميتوان آن را توسعه يکي از تمرينهاي چيسلاک دانست. روبرتا کرري از سال ۱۹۷۴ همراه با ادين بوده است ، يعني دوره همکاري باربا با گروتوفسکي ، ريچاردز و چيسلاک را درک کرده است. در حال حاضر به همراه باربا و ناگل پرتجربه ترين اعضاي گروه ادين حساب ميشود که تقريبا در تمام اجراهاي باربا در نقش بازيگر حضور داشته است.
در مقاله دراماتورژي صدايي ، به بيان شيوه دراماتورژي آوايي باربا پرداخته ايم. اين پديده براي من تا زماني که به همراه گروه داه تياتر اجراي آنتيگونه را کار نکرده بودم ، پديده اي درک ناشدني بود. در آن زمان با اين شيوه آشنا شدم و به نوعي با يکي از دلايل اصلي گروتوفسکي براي تثبيت صدا در اجراهاي متعدد و توسعه آن توسط باربا آشنا شدم. نکته در خور تامل اين مقاله که توسط نگارنده ترجمه شده است اينست که خواندن اين مطلب ، براي پژوهشگري که به اين حوزه علاقمند است قابل درک و اجراست و به راحتي قابل توسعه و شخصي سازي است- آنچنان که ما نيز در تجربه مرجوع … نفر بعد نيز اين شيوه را با شخصي سازي هايي به کار گرفتيم.
و در انتها بايستي اشاره به مقاله هنرشاعري ارسطو داشته باشم. شايد ترجمه اين مقاله در اين شماره ، يادآوري اين مطلب به اعضاي گروه و ديگر خوانندگان نشريه بود تا بدانيم حوزه تجربي تئاتر و همچنين آنچه به تئاتر آزمايشگاهي معروف است حتي با تعاريف بنيادي و قابل قبول مجامع آکادميک نيز در تناقض نيست. بلکه همچون پرچم داران صف اول جنگ – آوانگارد – در پي کشف و شهود شيوه هاي جديد است.
اميد که اين شماره مورد پسند شما واقع شود و پيشنهادات و راهنمايي هاي ارزنده خود را از تيم اجرايي نشريه که همواره تلاش در يادگيري از ديگران داشته اند ، دريغ نفرماييد.

براي دانلود شماره دوم دينام روي لينک روبرو کليک کنيد: دانلود شماره دوم نشريه دينام



نمايش "چرخ و فلك" به نويسندگي و كارگرداني آقاي حسن يلالي

از روز 31 اردي بهشت 90 تا 3 خرداد 90

مكان : اهواز دانشگاه دولتي چمران – دانشكده علوم – آمفي تئاتر

در دو سانس ، ساعت 12 و 14



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري
بازم مثل همیشه از کسانی تقدیر می شه که ...

و پر کارترین گروه های اهواز هیچ...

بازم غیبت بزرگان تئاتر اهواز در مراسمات رسمی تئاتر شهرستان

و بازم...



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

به گزارش موج چهارم، این تصویر نه مربوط به شهر مریخی هاست نه تبلیغ یک فیلم فضایی و تخیلی ست بلکه اگر کمی دقت کنید و ریز شوید رودخانه ای می بینید که پل روی آن بی شباهت به پل سفید  یا همان پل معلق اهواز نیست.

              

جزایر وسط این رودخانه و پل سیاه نیز با کمی دخل و تصرف! برگرفته از محیط شهری اهواز است. در واقع این تصویر که عکس روی جلد ویژه نامه بهاری هفته نامه امید جنوب است، اهواز را در سال 1400 یعنی 10 سال دیگر نشان می دهد که جزایر وسط روخانه که اکنون مثل غده سرطانی سر باز کرده اند، تبدیل به پایگاهی برای ماشین های فضایی شده و سیستم حمل و نقل شهری آن قدر پیشرفت کرده که مردم بی تفاوت به مترو به سفینه روی آورده اند!

 سردبیر خوش ذوق با خوش فکری هر چه تمام تر (شما بخوانید خوش خیالی) نقشه راه اهواز را در چند سال آینده ترسیم کرده که در نهایت به سفینه ختم می شود. البته اهوازی ها آن قدر کم توقع هستند که تا 10 سال آینده اگر فقط بند و بساط مترو از خیابان نادری جمع شود و عبور و مرور با پای پیاده - نه سفینه-  تسهیل شود کلاه خود را بالا می اندازند./فرهنگ جنوب

 



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر

سيزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت ( انقلاب – دفاع مقدس ) فراخوان خود را در هشت بخش منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،روابط عمومي سيزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت اعلام كرد:اين جشنواره به همت انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنياد فرهنگي روايت و اداره کل هنرهاي نمايشي و با حمايت معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با هدف نگاهي تازه و ژرف به حقايق تاريخ حماسي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به ويژه بازآفريني جلوه‌هاي حماسي مقاومت و دفاع در برابر هرگونه تهاجم نظامي و فرهنگي، به منظور آگاهي و ارتباط هر چه بهتر و بيشتر نسل جديد با پرافتخار ترين فصل تاريخ معاصر ايران برگزار خواهد شد.

اين جشنواره در هشت بخش مسابقه صحنه‌اي، مسابقه آثار عروسکي و کودک و نوجوان، بخش ويژه، بين الملل، مسابقه نمايشنامه نويسي، مسابقه آثار خياباني، نمايش هاي تلويزيوني، بخش توليد نمايشنامه و نمايشنامه خواني برگزار مي شود؛ اين درحالي است که ستاد برگزاري جشنواره در بخش مسابقه صحنه‌اي، نمايش‌هاي عروسکي و خياباني صرفا پذيراي آثاري خواهد بود که تا کنون هيچ اجرايي نداشته‌اند، بخش ويژه اين جشنواره نيز به مرور آثار برتر با موضوع مقاومت و حداکثر باز توليد 8 اثر برجسته در اين حوزه اختصاص يافته است.

طبق فراخوان منتشر شده، هر هنرمند صرفا مي‌تواند متقاضي حضور در يکي از بخش‌هاي جشنواره باشد.

علاقمندان مي‌توانند براي شرکت در اين جشنواره ضمن تکميل فرم تقاضاي حضور، مجوز کتبي نويسنده، مترجم يا انتشارات، چکيده سوابق هنري متقاضي در يک صفحه A4، چکيده اثر در يک صفحه A4 و يک قطعه عکس را همراه با مدارک اختصاصي مورد نياز هر بخش حداکثر تا 15 تير 90 به دبيرخانه اين جشنواره ارسال کنند.

نتايج بررسي متون اين جشنواره 25 تير، انتخاب آثار مرحله اول 15 شهريور و رپرتوار آثار منتخب اجراي عمومي 31 شهريور برگزار خواهد شد همچنين به گروه هاي راه يافته به بخش هاي مختلف اين جشنواره به تناسب بخشي که در آن شرکت کرده‌اند از 15 ميليون تا 60 ميليون ريال کمک هزينه پرداخت خواهد شد.

سيزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت ( انقلاب – دفاع مقدس ) در دو مقطع 31 شهريور و 28 آبان تا 3 آذر 90 به دبيري حسين پارسايي در تهران برگزار مي‌شود.

انتهاي پيام



تاريخ : | | نویسنده : مرتضی منصوري

اون زمونا كه بازيگراي خوزستان با مشكله لهجه روبرو بودن و خيلي از دوستان از همون اول راه، تئاتر رو با كلي حسرت به حال خود رها مي كردن و مي رفتن.

جشنواره تئاتر عربي خوزستان مدت يازده ساله كه روزبه روز فقير و فقيرتر مي شه و در اين بين ما شاهد اوج گرفتن تئاتر اهواز به زبان فارسي تا حدي كه پارسال چهار نمايش برتر استان رو از اهواز تا پاي جشنواره فجر رفتن كه در آخر يك نمايش به فجر راه مي يابه.

فرهنگسراي علوي كه با سياست فرهنگ سازي در مناطق حاشيه نشين اهواز داير شد، مدت سه سال از افتتاح اون مي گذره و خوشبختانه حدود 80 بازيگر آماتور و حرفه اي رو به استان معرفي ميكنه. در همين چند سال تونسته مقام اول جشنواره تئاتر عربي رو براي دوسال پياپي و يك مقام دوم جشنواره تئاتر كوتاه رامهرمز رو بگيره. با روند رو به رشد اين فرهنگسرا در تربيت بازيگر ، صداو سيماي خوزستان در بخش عربي شاهد رونق گرفتن تله تئاتر و سريال هاي كوتاه عربي شد.

در حقيقت مجري عربي آقاي وهاب سعيدي و سيد هاشم سيد لطيفي هر دو در اين فرهنگسرا به كار تدريس پرداخته و همين سبب شد كه بازيگراي خوبي به استان و كشور معرفي بشن، بازيگراني همچون مرتضي منصوري،‌عقيل حمادي، محمد سواري، صادق چلداوي، كمال اميري راد، حمود حافظي، غزال سواري، حكيمه سياحي دوره هاي تئاتر خود را در فرهنگسراي مذكور گذرانده اند. لازم به ذكر است كه گروهي از همين فرهنگسرا كه تئاتر فقط جزئي از فعاليتش به شمار مي رود به فستيوال تئاتر دبي راه پيدا كردند!.

با اين حساب بايد گفت كه كم كم در استان خوزستان بايد شاهد تئاتر عربي با شكل و شيوه ي جديدي بود و آينده تئاتر عربي استان رو روشن پيش بيني كرد.

وبلاگ تئاتر عربي خوزستان با نام "المسرح العربي" به نشاني al-masrah.blogfa.com فعال مي باشد.

كفايت جادري

عكس: كفايت جادري بازيگر پيشكسوت تئاتر اهواز



  • عکس بازیگران
  • استخدام بانک
  • قالب وبلاگ